قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4742
تاريخ الفي ( فارسى )
تبريز شد و در ميانه جمعى از امرا گريخته نزد سلطان احمد رفتند و سلطان احمد را از رسيدن آقا خبر دادند . و چون سلطان احمد طاقت مقاومت نداشت تبريز را گذاشته گريخت و آقا به تبريز آمد و عباس و مسافر و داحى را در تبريز گذاشته خود به مرند « 1 » رفت و محمد دواتى و قرانظام را به كنار آب ارس فرستاد . و سلطان احمد كس نزد امراى مذكور فرستاده كه « با وجود آنكه پروردهء نعمت اين خانداناند سبب آنكه خدمت عادل آقا مىكنند چيست ؟ » و ايشان را اين سخن معقول افتاده همه با او اتفاق نمودند و اما كس به طلب عباس و مسافر و غير ذلك فرستاد . ايشان اظهار خلاف نمودند و آقا انديشهمند شده كوچ كرد و قلاع آن نواحى را مضبوط كرده به سلطانيه آمد . سلطان احمد خبر شده حمره و باغى باشتى و ابو سعيد را با پنج [ هزار ] قشون به تبريز فرستاد . عباس و مسافر به استيصال سوار شدند . چون نظر امراى سلطان احمد به عباس افتاد ، به خاطر آوردند كه اين جماعت نزد سلطان معتبر خواهند شد . بهتر آن است كه ايشان را به قتل آوريم . يكديگر را سلام ناكرده درهم آويختند و عباس و مسافر را به قتل آورده سرهاى ايشان را نزد سلطان احمد فرستاده و سلطان را اين معنى ناخوش آمد ، اما سودى نداشت . و سلطان احمد به تبريز آمده شهر را آيين بستند و سلطان به ضبط ولايت مشغول بود كه خبر رسيد كه شاهزاده شيخ على و پيرعلى بارك از بغداد به موجب نوشتهء عادل آقا به تعجيل در رسيدند . سلطان احمد به عزم جنگ استقبال نمود . عمر قپچاقى كه جرانغار سلطان بود ، نزد شيخ على رفت . و سلطان را بر ديگران اعتماد نماند و فرار نمود و از راه خوى به ولايت نخجوان نزد قرامحمد تركمان « 2 » رفت . شاهزاده شيخ على و پيرعلى بارك از تبريز گذشته از عقب سلطان رسيدند . و قرامحمد تركمان به سلطان احمد گفت كه « تو را در معركه ثبات قدم مىبايد ورزيد و جنگ دفع دشمن را ما متعهديم ، و اگر تو از جاى خود حركت خواهى كرد ميان ما و تو اتفاق نيست . » به موجب قرارداد ، سلطان احمد در معركه توقف كرد و قرامحمد پنج هزار سوار را قشون قشون تربيت كرد و هر قشونى سيصد كس كرد و مقرر نمود كه ده كس پيش رفته تيراندازى كنند و چون جمعى قصد ايشان كنند ايشان گريخته ، ده كس ديگر به كمك به تيراندازى مشغول شوند تا ايشان هم فرو ريزند . به اين ترتيب جنگ كرده بغداديان را شكست دادند و شاهزاده شيخ على و پيرعلى بارك هر دو در معركه به قتل آمدند و اسباب ايشان به دست تركمانان افتاد .
--> ( 1 ) . ق : مزيد . ( 2 ) . ق : تركان